|
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۲۷ |
|
پای خاطرات رزمنده جانباز شیمیایی، محسن رسایی
شاید امروز تصور اینکه یک دانش آموز 11 ساله ، سلاح برگیرد و در صحنۀ جنگ حاضر شود ، قابل درک و هضم نباشد . اما اینها واقعیتهایی هستند که در طول 8 سال دفاع مقدس در جبهه های ما بوقوع پیوست . وصف نوجوانانی که بادستکاری شناسنامۀ خود و اصرار و التماس به پدر و مادر ، برای دفاع از حریم ناموس و شرف و استقلال و اسلامیت نظام ، عازم جبهه ها شدند ، داستان و خیال پردازی نیست . محسن رسایی جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس از جملۀ این عزیزان است که در هنگامۀ اعزام به جبهه تنها 13 بهار از عمرش می گذشت. او 85 ماه در جبهه حضور داشت و ضمن شرکت در 14 عملیات، 8 بار مجروح شد و تا کنون 25 بار در بیمارستان بستری گردیده و در حال حاضر با عوارض گازهای شیمیایی که چشم ، ریه و دیگر اعضای بدن او را در برگرفته، دست و پنجه نرم می کند .
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۶:۵۸ |
|
روایتِ صبر و استقامت رزمندگان ایرانی در سختترین شراط هم خواندن دارد؛ آنچه میخوانید، روایت کوتاهیست از زبان یکی از اسرای آزاد شدهی ایرانی.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۳۸ |
|
صدامیان بخیال خود این بزرگ مردان کوچک را به اسارت گرفته بودند ؛غافل از اینکه این نوجوانان و جوانان رشید، دنیا و مافیها و نفسانیات آن را هنگام ورود به جبهه قربانی و خود را از اسارت ، آزاد کرده بودند . یکی از این نوجوانان ، محمد رضا دائی زاده بود که در 17 سالگی میهمان اردوگاههای صدامیان شد وطی مدت 5/7 سال ؛ با حضور در کنار سید بزرگواری چون سید علی اکبر ابو ترابی بیش از پیش با اسلام و تشیع آشنا و تحت آموزشهای آن بزرگورا؛ پرورش یافت
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 3 از 12 |