|
چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۵ |
|
به روايت سردار حاج قاسم سليماني حدود 10 روز بعد از اتمام عمليات فتح المبين به ما ابلاغ شد كه در جبهه دارخونين مستقر شويم و كار شناسايي منطقه را شروع كنيم. يك هفته بعد ماموريت جبهه دارخونين لغو شد و ابلاغ شد كه بياييم در لشكر قدس مستقر شويم و از طريق محور حميديه شروع به شناسايي كنيم. ما پس از بررسي منطقه ابتدا از خطوط پدافندي كه سابق وجود داشت در كنار رودخانه كرخه نور يا كرخه كور كه با حميديه حدود 20 كيلومتر فاصله داشت در همان سد مصنوعي كه شهيد چمران ايجاد كرده بود خط پدافندي را از بچه هاي سپاه اهواز تحويل گرفتيم و مستقر شديم. چهار محور را براي شناسايي مشخص كرديم. دو طرف ما دو تيپ عمل مي كردند در سمت چپ ما تيپ بيت المقدس كه مربوط به بچه هاي اهواز بود عمل مي كردند كه جبهه نبرد مقابل كارخانه نورد يعني جاده اهواز- خرمشهر تا ني زاري كه بين ما و آنها قرار داشت را بر عهده داشتند و در سمت راست ما تيپ نور بود كه در حدود 10 تا 15 كيلومتر با ما فاصله داشتند و بعد از تيپ نور تيپ- امام رضا (ع) كه بچه هاي خراسان بودند و در سمت راست ما عمل مي كردند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۴۶ |
|
عملیات فتح یک سرآغاز سلسله عملیاتهای چریکی ایران در دل خاک عراق بود. آنچه میآید، بخشی از خاطرات یکی از رزمندگان این عملیات است که همراه سایر همرزمانش در قرارگاه رمضان، به عمق صد و پنجاه کیلومتریِ خاک عراق نفوذ میکنند و بخشی از تأسیسات نفتی کرکوک را منهدم میکنند. قاطر زیاد بود، اما چشممان ترسیده بود و زودتر از بقیه بار زدیم و راه افتادیم. هوا تاریک بود از یک کوه خیلی بلند بالا میرفتیم. جاده مالرو و خیلی تاریک بود و هر کس پایش را جای پای نفر جلو میگذاشت. بعضی از جاها این قدر قاطر آمده و رفته بود که گود شده بود، عین کانال. بعضی جاها عمق کانال به حدود یک متر هم میرسید. ارتفاع نفسگیر بود و باد میوزید. شب بود و هوای کوهستان سرد بود، ولی از بس که تند میرفتیم، عرق کرده بودیم. بالا که رسیدیم، گفتند: الآن سرازیر میشویم سمت مرز. حواستان را جمع کنید. از ارتفاع که پایین رفتیم،
|
|
ادامه مطلب...
|